آیینه پژوهش - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٢ - اصلاح الگوی مصرف در زمینۀ تولید و نشر کتاب؛ ارائۀ یک راهکار - طالعی عبدالحسین
اصلاح الگوی مصرف در زمینۀ تولید و نشر کتاب؛ ارائۀ یک راهکار
طالعی عبدالحسین
میزان تولید و نشر کتاب، یکی از شاخصههای توسعۀ علمی و فرهنگی هر کشور است. اگر با نظر کمّیِ محض به این شاخص بنگریم، کثرت انتشارات، ما را دلخوش میدارد؛ امّا نگاه کیفی که لازمۀ توسعۀ پایدار است، حکایتی دیگر دارد. برای نگاه کیفی به مقولۀ تولید و نشر کتاب ـ که مقدمۀ قطعی برای اصلاح الگوی مصرف در این حوزه است ـ باید ابزارهایی به کار گرفت که در این گفتار، پس از مقدمات مربوطه، یکی از این ابزارها توضیح داده میشود. محور اصلی گفتار، تجربۀ انتشارات دانشگاه آکسفورد برای ارتقای کیفی فرآوردههای آن است.
مقدمه
١. از چند دهۀ پیش که دنیای جدید با محوریت اطلاعات و ارتباطات رخ نمود، پدیدهای با عنوان «انفجار اطلاعات» پدیدار شد و دنیا را در زیر خروارها نوشتۀ کاغذی و الکترونیک مدفون ساخت. عرضۀ اطلاعات بر تقاضای آن فزونی گرفت و فرآوردههای فرهنگی در انتظار کاربر، در گوشههای قفسههای کتابخانهها، شمارش لحظهها را آغاز کرد.همزمان با آن، پدیدۀ دیگری پیش آمد: آلودگی اطلاعات. سیل اطلاعات سست و سخیف و نادرست جاری شد و در صفحات رایانهها و نشریات و کتابها جای گرفت؛ در این میان متخصصان رشته کتابداری و اطلاعرسانی ابزارهایی علمی برای ارزیابی نوشتهها پیشنهاد کردند؛ مانند: کتابسنجی، وبسنجی، اطلاعسنجی؛ ولی این همه، در برابر سیل عظیم و شتابندۀ اطلاعات آلوده، پاسخگو نبوده و نیست.
٢. در زمینۀ نشر کتاب ـ بهویژه کتاب دینی که شهر قم مرکز آن است ـ همگان به «انحراف» ـ با هر تفسیری ـ توجه دارند و به جلوگیری یا پیشگیری از آن اهتمام میورزند؛ ولی کمتر به «ابتذال» میاندیشند و در صدد جلوگیری از آن بر میآیند؛ بلکه حتّی عواملی به این ابتذال دامن میزند؛ از جمله:
ـ بیتوجّهی به حقوق خواننده که وقت، اعتماد، اندیشه و ذهن خود را به عنوان امانت، به پدیدآور نویسنده / مترجم / مصحّح / ویراستار) میسپارد.
ـ نگرش مدیران مراکز علمی و پژوهشی که در ارزیابیهای تولیدات علمی استادان، به معیارهای کمّی، بیش از کیفی توجّه میکنند.
ـ شتابزدگی استادان برای رسیدن به درجات بالاتر، از راههای میانبُر که نگرش کمّی یادشده، بستر آن را فراهم میسازد.
ـ عدم توجّه به مخاطب برای نوشتهها، که عملا نوشتارها را از فایده دور میسازد.
ـ موازیکاریهای فراوان که فرایند انتخاب صحیح و دقیق را بر خواننده / کاربر دشوار میسازد.
ـ کلّیگوییها و سبکشمردن نگاههای تخصصی ریز، که بر خلاف منش معقول و روش مقبول علمی است.
ـ رکود بازار نقد یا سوگیریهای جناحی و غیرعلمی در آن که سبب می شود فرایند فرآوردههای قوی از ضعیف، بهکندی صورت گیرد.
٣. ناشران اثرگذار ـ یا به تعبیری اثرآفرین ـ سراغ آفرینش جدید میروند و منتظر رسیدن اثر نمینشینند. به گفتۀ یکی از صاحبنظران عرصۀ نشر «نشر اثرآفرین، از چند ویژگی ممتاز برخوردار است که از جمله مهمترین آنها:
ـ بازارشناس و بازارگشا و متّکی به درآمد حاصل از بازار آزاد رقابتی است.
ـ رابطهشناس و به ایجاد ارتباط مناسب میان پدیدآورندگان و مولّدان اثر، مسلّط است.
ـ جاذب فکر، اندیشه، طرح، استعداد، توانایی و نوآوری است.
ـ جاذب سرمایه و منابع مالی است.
ـ متناسب با هدفها، امکانات ایجاد میکند».[١]
متناسب با این طرز تفکّر، برای فعالیتهای یک مؤسسۀ انتشاراتی، چشمانداز، اهداف و برنامههای خاصّی میتوان تدارک دید؛ البته هر مدیری مؤسسۀ انتشاراتی خود را به شیوهای خاصّ خود، فعّال خواهد کرد؛ ولی میتواند ـ و باید ـ همواره خود را محک بزند و در طول فعالیتش، برای تولیدات گذشتۀ خود، رقیبی جدّی باشد. او از سلیقههای هنرمندانه و زیبای پدیدآورندگان برای آموزش جامعه بهره میبرد و در جامعۀ خود، فرهنگساز است.
٤. ناشر، بدین شیوه، با نظام مدیریتی پیش میآید که نه تنها مزاحم دیگر ناشران نیست، بلکه میتواند یاور و یار آنها نیز باشد. تبادل تجربهها در این میان، میتواند نقش اساسی ایفا کند.
٥. مهم این است که «نقشۀ راه» در میان باشد تا جایگاه هر اقدام و برنامه بهخوبی مشخص شود. اگر چنین شد، هر فرآوردۀ فرهنگی، مانند یک قطعه از یک پازل در جای خود مینشیند؛ به گونهای که نه تنها مزاحم هیچ قطعۀ دیگر نباشد، بلکه پازل بدون آن کامل نمیشود.
٦. پس تغییر از وضع موجود به وضع بهتر، و رسیدن به نقطۀ هدف، بودجهای اضافی و صرف وقت زیادی نمیطلبد تا نداشتن بودجۀ کلان یا تأخیر زمانی را بهانۀ اصلاح الگوی تولید و نشر کتاب بدانیم؛ فقط به یک مقدمۀ جدّی نیاز دارد، و آن «تغییر بینش» نسبت به اهداف و برنامهها و اقداماتی است که پیش روی خود داریم. این «تغییر بینش» خود فرایندی مستمّر و پیوسته است که همچون درختی شاداب و پربار، همیشه میوههای تازه و مفید دارد. بر مبنای این تغییر بینش، ناشر بهخوبی می تواند تجاری بیندیشد و بدون تکیه بر کمکهای دولت یا موزه یا دیگر نهادهای عمومی، فقط با استفاده از سازوکارهای بازار رقابتی، به شیوۀ انتفاعی عمل کند. امّا این نکته بدان معنی نیست که آن ناشر، اهداف فرهنگی نداشته باشد یا در جامعه اثرگذار نباشد، یا فرهنگ و اندیشۀ جامعه را به شیوۀ هدفمند بالا نبرد.
٧. جمع میان اهداف فرهنگی و تجاری، چنان که گفتیم، از «تغییر بینش» آغاز میشود و با هدفبندیِ درست ادامه مییابد. مدیریتِ صحیح، مخاطبشناسیِ دقیق، رعایت حقوق خواننده، پرهیز از عجلۀ افراطی و تأخیرِ بیدلیل، عزم جدّی برای بهرهگیری از تنوّع فرهنگی جامعه، جدّیگرفتنِ نقدهای عالمانه، بازنگریهای مستمر در طول دورۀ کاری و عواملی مانند آن، پشتوانۀ این حرکت است. برای آغاز این حرکت، نیاز نیست منتظرِ تغییر جامعۀ ناشران بمانیم. هر ناشر، در حدّ بنگاه کوچک خود، میتواند الگویی مناسب ارائه کند. اساساً راهکارهای توسعۀ پایدار جامع، از گذرگاه تجربههای کوچک، ولی عمیق میگذرد؛ فقط به شرط ژرفنگری و تداوم در آنها.
٨. ارتباط با مراکز پژوهشی و آموزشی و اطلاعرسانی از یک سو و شخصیتهای علمی و هنری و ادبی از سوی دیگر، میتواند ضامنِ بهبود کیفی کار هر ناشر باشد. ناشر، عضوی از اندامواره (ارگانیم) فرهنگ جامعۀ محلّی و جهانی است و نمیتواند بدون ارتباط مفید و مؤثر با دیگر اعضای این اندامواره، کاری درست از پیش ببرد و اثرگذار باشد. این ارتباط، سرمایهای عظیم در اختیار هر ناشر است که رهاکردن آن بدون استفادۀ بهینه، هیچ توجیه منطقی ندارد. در غیر این صورت، مجموعۀ ناشران در یک فضای فرهنگی، مانند یک مجمع الجزایر گسسته عمل میکنند که توان چندانی ندارد یا مانند انگشتانی مجزّا که هرگز قدرت یک دست را ندارد.
٩. هدف از این گفتار، ارائۀ راهکاری از مؤسسه انتشاراتیِ پیشرفتۀ آکسفورد است. با بررسی این فرم پیشنهادی، میتوان یافت که وقتی سازمانی چنین اطلاعاتی را به شیوۀ دقیق و هدفمند، گردآوری و سازماندهی کند، در کنار نشر کتابهای برگزیدۀ خود، بهتدریج و پیوسته، یک بانک اطلاعاتیِ جامع فراهم میآورد که میشود دهها بهرۀ دیگر از آن گرفت. بدیهی است هدف از بیان این راهکار، آن نیست که عیناً توسط ناشری در ایران به کار گرفته شود؛ به هر حال هر جامعهای فرهنگ خاصّ و فضای ویژهای دارد؛ ولی بهرهگیری از این تجربه، بدون هزینۀ بالا، میتواند گامی مؤثّر در بهبود کیفی و ارتقای سطح نشر بردارد.
فرم کتاب پیشنهادی انتشارات آکسفورد
بخش اول:
١ـ ١. عنوان:
٢ـ١. منطقه:
٣ـ١. برآورد تعداد صفحات:
٤ـ١. نوع کاغذی که استفاده کردهاید:
٥ـ١. ناحیۀ تخصص:
٦ـ١. درجۀ تحصیلی (کارشناسی / ارشد):
٧ـ١. سال:
٨ـ١. کاغذ:
٩ـ١. منطقه / مرکز:
١٠ـ١. این فرم پیشنهادی تا کجا امکان گسترش دارد؟
١١ـ١. آیا برای شما امکان دارد یک نسخۀ چاپشده با همان کیفیت نسخه غیرچاپی دستنویس به شیوۀ تایپی با فاصله به ما بدهید؟
بخش دوم:
١ـ٢. انگیزۀ شما از نوشتن این کتاب چیست؟
٢ـ٢. لطفاً کتابهای مهمی که با کتاب پیشنهادی شما رقابت میکند (داخلی و خارجی) در جدول زیر بنویسید:
|
نویسنده |
عنوان |
ناشر |
محل نشر |
سال نشر |
تعداد صفحه |
بها |
|
|
|
|
|
|
|
|
٣ـ٢. نقاط قوت و ضعف کتابهای یادشده را در جدول زیر بنویسید:
|
نویسنده / عنوان |
نقاط قوت |
نقاط ضعف |
|
|
|
|
٤ـ٢. ـ خوانندگان/ بازار فروشی که برای کتاب خود در نظر گرفتهاید، با تعیین بازارهای فروش اصلی و فرعی بیان کنید.
١ـ٤ـ٢. درجه: مدرسه/ مراکز حرفهای / دانشجو / فارغالتحصیل.
٢ـ٤ـ٢. دوره / دورههای پیشنهادی.
|
نام دوره |
طول دوره |
سال / نیمسال تحصیلی |
مؤسسهای که تدریس میشود |
|
|
|
|
|
٥ـ٢. برای طراحی این نوشتار، چه طرح درسهایی را مرور کردهاید؟
٦ـ٢. نوشتههای شما تا چه میزان به گسترش نیاز دارند؟
٧ـ٢. آیا برای دستیابی به هدف خود، میتوان لوازم اضافی مانند دستنامه (Manual ) برای حل مسائل یا اسلاید برای کتاب خود افزود؟ اگر پاسخ مثبت است، آیا نقشهای برای گسترش یکی از آنها دارید؟ لطفاً جزئیات هرکدام از آنها را بیان کنید.
بخش سوم:
١ـ٣. تخصص / کتاب مرجع
٢ـ٣. نمونهای از منابع آموزشی درجه (مدیران / مهندسان تجربی / مشاوران / سرپرستان)
٣ـ٣. مشخص کنید برای چه دورههای علمی، میتوان از کتاب شما به عنوان کتاب مرجع استفاده کرد؟
|
نام دوره |
درجه (کارشناسی/ ارشد) |
مؤسسهای که در آن تدریس میشود |
|
|
|
|
بخش چهارم:
١ـ٤. فهرست مطالب. لطفاً مطمئن شوید عناوین فرعی را بهدرستی نوشتهاید.
٢ـ٤. چه قیمتی را برای فروش کتاب برآورد میکنید؟
٣ـ٤. به چه موضوعهای دیگری علاقه دارید؟
٤ـ٤. لطفاً نام تمام مطالبی که انتشار دادهاید (کتاب/ مقاله) بنویسید.
٥ـ٤. جزئیات دیگری که در نظر دارید، همراه با نشانی پستی و الکترونیکی خود بنویسد.
[١] . عبدالحسین آذرنگ؛ گامهای اصلی در نشر کتاب، تهران: اتحادیه ناشران و کتابفروشان تهران، ص ٧٢.